به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته ،
آهسته تر از صدای بال پروانه ها به او بگویید
دوستش دارم با صدایی بلند ، بلند تر از صدای
پرواز کبوتران عاشق به او بگویید دوستش دارم
با هیچ صدایی، چون فریاد دوستت دارم نیاز به
صدای بلند یا کوتاه ندارد فریاد دوستت دارم را
میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان رساند




گریه ام باش ای مثل اشک سوگواران از طلوعی رو به ظلمت از امیدی رو به غربت
از گناهی رو به اسمت
از سلامی رو به هجرت
عاشقم باش ای با همه رنج و مصیبت
از سپیدی تا سیاهی
از صداقت تا پلیدی
از نجابت تا دورویی
از طلوعی تا غروبی
در برم باش ای گرچه گریانم نمودی







دیگر اگر گریان شوی ، چو شاخه ای لرزان شوی، در اشکها غلطان شوی
دیگر نمی خواهم تو را
دیگر اگر محرم رازم شوی ، شکسته چون تارم شوی ، تنها گل نازم شوی
دیگر نمی خواهم تو را
دیگر اگر باز گردی از سفر ، آواره گردی در به در ، شب نخوابی تا سحر
دیگر نمی خواهم تو را
دیگر اگر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی به هر کجا ، ای سنگدل ای بی وفا
دیگر نمی خواهم تو را






سخنان امام حسین علیه السلامای مردم، اگر تقوای الهی پیشه کنید و حق را برای صاحبانش بشناسید، خدا از شما بیشتر راضی خواهد بود. بدانید که شیرینی و تلخی دنیا، خواب است و بیداری در آخرت است. رستگار کسی است که به فلاح آخرت برسد و بدبخت کسی است که به شقاوت آخرت گرفتار آید. هرگاه بدعت ها آشکار شود، دانا باید دانش خویش را آشکار کند. شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش دعوت می کنم. همانا سنّت مرده، بدعت زنده شده است. مرگ با عزّت بهتر از زندگی با خواری است. اگر شما دین ندارید و از آخرت نمی ترسید، دست کم آزاده باشید. مرگ جز یک پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده، به بهشت پهناور و نعمت های همیشگی آن می رساند. تسلیتفرا رسیدن روزهای غم بار تاسوعا و عاشورا و شهادت مظلومانه سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش را به مسلمانان، آزادی خواهان و شیفتگان آن حضرت تسلیت می گوییم. محرم، ماه آزادگیمحرّم ماه آگاهی، ماه شکوفایی، ماه سوگواری و ماه عشق است. محرّم ماه آزادی و رهایی، ماه رشد و بالندگی، ماه جوشیدن و اندیشیدن، و ماه فانی شدن و به ابدیت پیوستن است. محرّم مدرسه عشقی است که باید درآن درس آموخت. محرابی است که باید در آن به نماز عشق ایستاد و نردبانی است که باید از آن بالا رفت تا به لقای حق شتافت. هرروز عاشورا و هر سرزمین کربلاستعاشورا سالروز عروج خونین سبک بالان عاشقی است که با شهادت خویش حماسه جاودانه و با شکوهی در تاریخ آفریدند. عاشورا چشمه نوری است که سیاهی ها و تاریکی ها را از جان می شوید و زلالی و پاکی را سخاوتمندانه به آن هدیه می کند. فریاد سرخی که از خاک تفتیده کربلا برخاست، طنین بیدارباشی بود که تمامی اعصار و قرون را درنوردید و با رنج مظلومان تاریخ آمیخته شد و به ابدیت پیوند خورد. نه کربلا به یک سرزمین محدود می شود و نه عاشورا در غروب یک روز پایان می یابد. محراب مشتاقانکربلا صحنه نمایش رویارویی حق و باطل و حماسه پرشکوه جانبازی و شهادت طلبی است. کربلا نمایش رویارویی دو جبهه است که یکی در قامت استوار حسین علیه السلام تجلّی می یابد و دیگری در وجود یزید نمود می یابد. نبض زمین در کربلا می تپد و کل کاینات در کربلا خلاصه می شود. کربلا محراب عبادت دل باختگان است. کربلا سکویی است که کربلاییان و عاشوراییان را از خاک تا افلاک و از زمین تا عرش برین پرواز می دهد. کربلا مدرسه ای است که درس چگونه ماندن و چگونه رفتن را به ما می آموزد و پایداری و پاسداری را یاد می دهد. حماسه جاویدنهضت عاشورا حقیقتی را آشکار کرد که در هجوم ابرهای فتنه و تحریف گم شده بود. عاشورا نمایش پرشکوه عشق است که با ایثار و از خودگذشتگی حسین علیه السلام و یاران فداکار آن حضرت در صحنه کربلا خلق می شود. حماسه کربلا حقیقتی را در کهکشان عشق و خون به تصویر کشید تا دیگر کسی برای چشم پوشیدن از آفتاب حقیقت، بهانه ای نیابد. کربلا صحنه وقوع حماسه جاویدی است که وجدان انسان های آگاه، صلابت آسمانی اش را ستایش می کند و در برابر قداست و عظمت آن سر تعظیم فرود می آورد. نام آنانی که در معراج کربلا تن به خاک سپردند و به افلاک پر کشیدند، بعد از گذر قرن ها هم چنان بر تارک تاریخ می درخشد. حسین، آموزگار تقواتقوا دژی استوار است که آدمی را در برابر خطا و گناه و پلیدی و زشتی حفاظت می کند و حسین علیه السلام بهترین آموزگاری بود که عملاً آموخت تقوا، گوشه نشینی و عزلت و دوری از جامعه نیست؛ بلکه موهبتی است که با بصیرت، دانایی و ستیز دائم با هواهای نفسانی و مفاسد اجتماعی به دست می آید. حسین علیه السلام مظهر تقوای الهی و نمونه اعلای وارستگی و پارسایی است وباید تقوای حقیقی را در مکتب حسینی بیاموزیم و آموزه های عاشورا را الگوی رفتارمان قرار دهیم. آغازی دیگرعاشورا برای ما تنها یک حادثه نیست؛ بلکه نوعی فرهنگ و تاریخ آغازی دیگر است. حادثه عاشورا هرچند در زمانی بسیار کوتاه تحقق یافت و بیش از نیم روز دوام نیافت، امّا عمق حادثه چنان روایت تلخی را به تصویر می کشد که توجّه همه عالم را به خود معطوف می سازد و چنان شور و حرکتی می آفریند که همه قیام های حق طلبانه و آزادی خواهانه از سرچشمه اش آب می خورد و بر محور آن می چرخد. این وظیفه ماست که فرهنگ عاشورا و پیام کربلا را خوب بشناسیم و سرمشق زندگی خود قرار دهیم. آزادگیاز مهم ترین پیام های عاشورا، حفظ آزادگی و شرافت انسانی است؛ زیرا انسان تا اسیر نادانی و گم راهی باشد و دل بستگی به دنیا پرده های سیاه بر چشم و دل او افکند، هرگز مسیر تکامل را نخواهد پیمود و به هدف های متعالی و انسانی نخواهد رسید. در آن روزگار که وابستگی های دنیوی و دل بستگی های مادّی، مردم را از یاد خدا غافل ساخته و دام های فریبنده آنها را به پستی کشانده و سراب مقام و ریاست، شکوه حضور پروردگار را در دل هایشان به فراموشی سپرده بود، حسین علیه السلام بود که همگان را به آزادی و کمال انسانی فرا خواند و به زیبایی فهماند که خداوند انسان را آزاد آفریده و انسان باید از این آزادی پاسداری کند. عدالت خواهیحضرت امام حسین علیه السلام که خود مظهر انسانیّت و تجسم عدالت بود، پیوسته با بی عدالتی مبارزه می کرد و در آخر، جان مبارکش را در این راه نثار کرد. عدالت خواهی و ظلم ستیزی دو ویژگی برجسته قیام امام حسین علیه السلام است که برای هیمشه در صفحه تاریخ ماندگار می باشد و معیار تشخیص مبارزات و حرکت های حق از باطل در طول تاریخ خواهد بود. فریاد بیداریبندگیِ دنیا انسان را به پستی و تباهی می کشاند و وابستگی به آن آدمی را به خاک سیاه ضلالت و گم راهی می نشاند. فریب دنیاست که مردم را به ستمگری و شقاوت می کشاند و از فتنه دنیاست که به خواری تن می دهند و به بندگی غیر خدا روی می آورند و آیات روشن خدا را انکار می کنند. حسین علیه السلام از هر فرصتی بهره برد تا آن قوم ره گم کرده و از حقیقت برگشته را بیدار سازد و از فریب دنیا بر حذر دارد. آری فریاد بیداری حسین علیه السلام تا امروز در گوش تاریخ طنین انداز است. حقیقت کمالوقتی نور معرفت در زوایای تاریک دل آدمی بتابد، دیگر او جز در برابر خداوند سر تسلیم فرود نمی آورد و جلوه های ظاهری دنیا او را نمی فریبند و در همه حال تسلیم فرمان الهی و شکرگزار نعمت های او می شود. حسین علیه السلام در روز عاشورا خواست تا کمال حقیقی و حقیقت کمال را برای مردم بنمایاند و نشان دهد که راه سعادت و کمال تنها با خدامحوری پیموده می شود، و عظمت انسان تنها با تقوای الهی به دست می آید و رسیدن به کمالات معنوی با پرهیز از ننگ و ذلّت زندگی با ظالمان میسر می گردد و خوشبختی، در زندگی با عزّت و مرگ با سعادت معنا می شود. شهادت، انتخابی والامام حسین علیه السلام می دانست که این نهضت، پیروزی نظامی ندارد و این حرکت جز به شهادت او سرانجام نمی یابد؛ امّا او بر اساس تکلیف و وظیفه شرعی قیام کرد و برای پیراستن چهره دین از ناروایی ها، حرکت خود را آغاز کرد تا با خون خود و یارانش، کژی ها را از جامعه اسلامی بزداید و فریاد بیداری را در جان خفته انسان ها طنین انداز کند. سازش ناپذیریقاطعیت و سازش ناپذیری حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام در مبارزه با فساد، انحراف و استبداد همواره الهام بخش انسان های آزاده در طول تاریخ بوده است. امام حسین علیه السلام با شجاعت تمام از دین و حقانیت خود دفاع کرد و هرگز خواری بیعت با یزید را نپذیرفت. او برای دفاع از دین و احیای ارزش های اسلامی، رنج ها و مصیبت ها را به جان خرید و تا مرز شهادت ایستادگی کرد. اخلاصحرکت و قیام شکوهمند امام حسین علیه السلام قیامی الهی بود که از منبع وحی سرچشمه می گرفت. تاریخ پرفراز و نشیب بشر، هرگز حماسه ای ناب تر و خالص تر از نهضت عاشورا سراغ ندارد. حضرت امام حسین علیه السلام والاترین نمونه اخلاص و پاک بازی است و یاران او از فداکارترین و باوفاترین انسان های روی زمین بودند. از این رو قیام و نهضت حسینی از خدایی ترین و با اخلاص ترین مبارزات حق طلبانه و بارزترین مظهر حق پرستی و عدالت خواهی است. امر به معروف و نهی از منکرنهضت امام حسین علیه السلام در کربلا برای این بود تا روح مسئولیت پذیری و حق خواهی را در جامعه زنده کند و بنیاد ظلم و استبداد را از جامعه بر کند و زنگارهای نیرنگ و فریب را از چهره دین اسلام بزداید و حقیقتِ پنهان شده در پشت پرده های ضخیم تحریف را برای مردم آشکار سازد و جان خفته جاهلان، گم راهان و فریب خوردگان را بیدار کند. ما در زیارت نامه آن حضرت شهادت می دهیم که «ای حسین، تو نماز را به پا داشتی و زکات پرداختی و امر به معروف و نهی از منکر فرمودی». راز عاشوراین چه رازی است که تمامی حرکت ها و انقلاب هایی که برای دفاع از دین انجام می شود، تاب و توان و شور و پویایی شان را از حماسه عاشورا می گیرند و این چه سرّی است که اندیشه های اسلامی بالندگی و دوامشان را از نهضت کربلا اخذ می کنند؟ آری، هیچ اندیشه ای به کمال نمی رسد، مگر این که از چشمه جوشان معرفت عاشورا سیراب شود و هیچ حرکتی دوام نمی آورد مگر این که از صلابت معنوی حماسه کربلا کمک بگیرد. رضا و تسلیمرضا و تسلیم در برابر فرمان خداوندی تنها به معنی فرمانبرداری نیست؛ بلکه تسلیم علاوه بر اطاعت باید با عشق و شوق درونی در پرستش همراه باشد. عبادت و طاعت حضرت امام حسین علیه السلام عبادت عشاق و عبادت احرار است که از میل شدید درونی می تراود. ژرفای این تسلیم و رضا، در کلام امام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا به خوبی هویداست، آن جا که می گوید: «خدایا،... به قضای تو راضی ام؛ تسلیم فرمان توام. معبودی جز تو نیست، ای فریادرس فریاد رسان.» اهمیت نمازشب عاشورا شور و حال دیگری برای امام حسین علیه السلام دارد. دیگر وقوع جنگ قطعی شده است و یزیدیانِ نالایق که هواهای نفسانی مجال تفکر و تدبر را از آنان گرفته است، با بی شرمی تمام، تصمیم به جنگ دارند و حسین علیه السلام شب عاشورا را برای نماز، استغفار و مناجات با پروردگار از دشمن مهلت می گیرد و می فرماید: «خدا می داند که من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه شدید دارم». آری، نماز، رستن از دار فنا و پیوستن به عالم بقاست. نماز دل بریدن از دنیا و اوج گرفتن به سوی خداست و در این شب غریب و در این دشت اندوه و در این مصیبت و بلا، این نماز است که آرامش می بخشد و مصیبت ها را تحمّل پذیر می سازد. وظیفه هامام حسین علیه السلام در کربلا حماسه سترگ و بی نظیرِ عاشورا را آفرید تا ما را با فرهنگ خوب زیستن و سرفراز مردن، آشنا کند و عبودیت و بندگیِ خدا و حرکت و قیام در راه خدا را به ما آموزش دهد. کربلا کلاس درسی است که باید همگان در آن بیندیشند. برای شاگردان این مدرسه، جهاد و شهادت وظیفه ای است که با عشق گزارده می شود. شاگرد مکتب عاشورا، همواره دین را درمی یابد و از دنیا دل می برد و اگر ماندن، واماندگی را در پی داشته باشد، برای رفتن تردید نمی کند و از هیچ ستمگری نمی هراسد و از هیچ فتنه ای نمی لرزد. بی باکانه بر ظلم می آشوبد و در برابر بی عدالتی و بی دینی فریاد بر می آورد که «هیهات منّا الذّلة». پیوند دین و سیاستاز ویژگی های برجسته و مهم نهضت عاشورا پیوند دادن دین با سیاست است. در عاشورا دیانت و سیاست با هم تجلّی می یابد و کربلا حضور عرفانی و سیاسی امام حسین علیه السلام و یارانش را هم زمان به نمایش می گذارد. اگر عبادت و دیانت امام علیه السلام را در والاترین مرتبه آن در کربلا نظاره می کنیم، مبارزات سیاسی آن حضرت نیز در حماسه عاشورا نمود می یابد. حضرت امام حسین علیه السلام هرگز به بهانه دین داری و پارسایی از امور سیاسی و اجتماعی امّت کناره گیری نمی کردند و نسبت به ستم ستمگران و نیرنگ منافقان، بی اعتنایی و بی طرفی را بر نمی گزیدند؛ بلکه همواره در اجتماع حضور داشته، با منکرات مبارزه می کردند. صبریکی از آموزه های اخلاقی حماسه کربلا دعوت به بردباری در برابر مصیبت هاست. حسین علیه السلام و خواهرش زینب علیهاالسلام و اهل بیت و اصحاب گرامی ایشان در سوگمندانه ترین لحظات صبر و طاقت از دست ندادند و در اوج عزا، صبوری را به فراموشی نسپردند و در مرگِ بهترین عزیزانشان رسالت خویش را در پاسداری از خون آنها، برگی دیگر بر افتخارات کربلا آفریدند. نهضت عاشورا در کلام امام خمینی رحمه الله«سیدالشهداء علیه السلام نهضت عاشورا را برپا نمود و با فداکاری و خون خود و عزیزان خود، اسلام و عدالت را نجات داد و دستگاه بنی امیه را محکوم و پایه های آن را فرو ریخت». غیر از این گفتار، امام خمینی رحمه الله در جایی دیگر می فرماید: «سیدالشهداء علیه السلام که همه عمرش را و همه زندگی اش را برای رفع منکر و جلوگیری از حکومت ظلم و جلوگیری از مفاسدی که حکومت ها در دنیا ایجاد کردند، تمام عمرش را صرف این کرد». چراغ هدایتحسین علیه السلام برهان درخشانی است که فریب خوردگان و شیفتگان دنیا را به شاه راه هدایت دعوت می کند و راه ثواب را بهآنها می نمایاند. حسین علیه السلام بسان چراغ روشنگری است که ره گم کردگان شب را به سوی نور فرا می خواند، و هم چون کشتی نجاتی است که اسیرشدگان گنداب های فساد و تباهی را به ساحلِ نجات سوق می دهد. او رود زلالی است که عشق را در کویر تفتیده دل انسان می رویاند و آیینه است که جلوه های حقیقت را در فراروی چشمان او آشکار می سازد. عاشورا، طرحی برای رفتندر آن هنگام که ستم و فساد و تباهی جامعه را فرا گیرد، رنگ و نیرنگ جای حقیقت را اشغال کند، مهربانی به دشمنی بدل شود، دروغگویی و فریب کاری رواج یابد، بندگی زندگی قلمداد گردد، آزادگی و مردانگی از جامعه رخت بر بندد، جوان مردی و غیرت به فراموشی سپرده شود، باطل به جای حق خودنمایی کند، حقیقت بر مردم مشتبه گردد و منکر تبلیغ و ترویج شود و از معروف جلوگیری شود ـ دیگر چه جایی برای «ماندن» و چه دلیلی برای «زیستن»؟ پس مردانه باید رفت واز کینه زار لشکر خصم عبور کرد و در فضای آزاد بال گشود و تا اوج قلّه انسانیّت صعود کرد. یاد نینوایاد نینوا رودی جاری است که کویر سینه دل باختگان و عاشقان حسین علیه السلام از فیض آن سیراب می شود. یاد نینوا دریایی است که یک دنیا اخلاص، وارستگی و فداکاری در آن موج می زند. یاد نینوا آیینه ای است که شکوه زیباترین ایثار و حماسه را در صفحه خود باز می تاباند. یاد نینوا کهکشانی است که نگاه ها را به بی نهایت پیوند می زند و چراغی است که آگاهی و معرفت را در پرتوهای خود به ارمغان می آورد. آری، نینوا یادآور لحظه های ناب عشق است که قربانی شدن در راه معشوق را به عنوان زیباترین انتخاب به نمایش می گذارد. گریه بر حسین علیه السلامگریه بر حسین علیه السلام تمرین هم سفر شدن با کاروان عاشورا و مایه تلطیف روح و صفای دل برای شناخت ژرفای حماسه سرخ حسین علیه السلام است. گریه بر حسین علیه السلام تلاشی است برای گشودن پنجره ای به خانه دل تا شاید ذرّه ای از همّت، غیرت، شجاعت، ایمان، اخلاص و آزادگی او در وجود ما بتابد. گریه بر حسین علیه السلام تقلاّیی است برای حسینی شدن و کربلایی زیستن و عاشورایی مُردن و کوششی است برای یاد گرفتن عمیق ترین درس های تربیتی، اخلاقی و انسانی عاشورا. این است که گریه بر حسین علیه السلام انسان را به مقصود می رساند و «چشم کسی که بر حسین بگرید، روزی که چشم ها گریان است، گریان نخواهد بود.» تأثیر سوگواریحادثه کربلا چنان جان سوز و سوگمندانه به وقوع پیوست که آتش آن هنوز جان ها را می سوزاند و دل مشتاقان را به درد می آورد. سوگواری برای امام حسین علیه السلام اهداف بلند قیام او را جاودانه می سازد و فرهنگ جهاد و شهادت را در جامعه رواج می دهد. عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام آتشی در سینه دردمندان می افزود، آتشفشانی در وجود دل سوختگان به وجود می آورد و سیلاب اشکی بر دامان آنان جاری می سازد که در پرتو آن ناب ترین مفاهیم و والاترین مضامین در پهن دشت اندیشه ها می روید. ![]() |

مطمئن باش ، برو ...
ضربه ات کاری بود ، دل من سخت شکست ...
و چه زشت به من و سادگیم خندیدی
به من و عشقی پاک ، که پر از یاد تو بود ...
و به این قلب یتیم
که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود ...
تو برو تا راحت تر
تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم
زندگی
ای کاش زندگی زیبا بود
عشق فقط یک رویا بود
ای کاش دل زندان عشق نبود
غم و رنج عشق،آه و افسوس نبود






ای کاش قلب جایگاه محبت نبود
چشم جایگاه اشک نبود
اشک وعدگاه آرامش نبود
ای کاش چهرهها خندان نبودند






یا اگر بودند به ظاهر خندان نبودند
ای کاش غم و اندوه آتش جانسوز شمع جان نبود
افسوس پروانه دیوانوار قلب نبود
عشق وعدگاه مرگ جانسوز دل نبود






ای کاش اشک نبود و
تن با آتش این مردم بی وفا می سوخت
ای کاش انسان بی رحم نبود
دل اینقدر سنگ نبود






ای کاش دل بازیچه دست این و آن نبود
صورت سیلی خور زیبائی چهره تو نبود
ای کاش این قلب بیمار رخ تو نبود
این دستها محتاج لطافت تو نبود






ای کاش این چشمهای گریان
محتاج آن شانه های گرمت نبود
ای کاش این قلب و دل گرفتار تو نبود
این دل شکسته محتاج مرحم عشق تو نبود






ای کاش این سینه داغدار محبت تو نبود
این چشمها درگیر موهای زیبای تو نبود
ای کاش این دل نگران حال تو نبود
این نیازمن محتاج تو نبود






ای کاش بجای خاطرات تو
چشم تو عشق تو در کنارم بود
ای کاش این دل بی چاره گرفتار محبت تو نبود
ای کاش چشمانت اینگونه زیبا نبود






اگرهم بود عاشق فریب نبود
عید غدیر خم بر تمام عاشقان مبارک باد «غدیر» در زبان عربی به معنی گودال و «خم» نام محلی نزدیک منطقة «جحفه» است. که در آن روزگار چشمهای روان و درختانی کهنسال داشت. به دلیل موقعیت سوق الجیشی «غدیر خم» حاجیان شهرها و سرزمینهای مختلف عربستان پس از انجام مناسک حج و هنگام بازگشت به شهر و دیارشان در این منطقه از هم جدا می شدند. آنچه نام این محل را در تاریخ اسلام مهم و به یادماندنی کرده است به سال دهم هجری و تصمیم پیامبر اسلام (ص) برای زیارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ایشان مبنی بر اینکه امسال آخرین حج ایشان خواهد بود، برمیگرد. از حوادث سال دهم هجرت ، جریان آخرین حجّ پیامبر (ص) و حدیث غدیر در غدیر خم میباشد. پیامبر (ص) در یازدهمین ماه اسلامی (ذیقعده) دستور داد که در شهر مدینه و میان قبایل اعلان کنند که پیامبر (ص) امسال، عازم زیارت خانة خدا است. این اعلان شوق فراوانی را در دل گروه عظیمی از مسلمانان برانگیخت و به دنبال آن هزاران نفر در اطراف مدینه، خیمه زدند و همگی در انتظار حرکت پیامبر بودند.
پیامبر در بیست و ششم ذی القعده، در حالی که بیش از شصت قربانی به همراه داشت، به سوی مکه حرکت نمود. وقتی به ذی الحلیفه (نقطه ای که مسجد شجره آن جا قرار دارد) رسید، با پوشیدن دو پارچه سفید در مسجد شجره احرام بست و دعای معروف احرام را که لبّیک و پاسخ به ندای ابراهیم است، قرائت نمود. روز چهارم ماه ذی الحجه وارد مکه شد و یکسره راه مسجد را پیش گرفت و وارد مسجد الحرام شد، در حالی که خدا را حمد و ثنا می گفت و به ابراهیم درود می فرستاد.
خلاصه ، اعمال عمرة حجّ را انجام داد. اعمال عمره به پایان رسید. پیامبر (ص) راضی نبود در فاصله عمره و اعمال حجّ در خانه کسی به سر برد. از این رو دستور داد خیمه او را بیرون مکه بزنند. روز هشتم ذیحجه فرا رسید. زائران خانه خدا همان روز از مکه به سوی عرفات حرکت میکنند. پیامبر (ص) نیز عازم عرفات شد و تا طلوع آفتاب روز نهم در منیََ ماند. سپس بر شتر خود سوار شد و راه عرفات را پیش گرفت و در نقطه ای به نام نمره که خیمه حضرت را آن جا زده بودند، فرود آمد. در آن اجتماع با شکوه ، در حالی که روی شتر قرار گرفته بود، سخنان تاریخی خود را ایراد فرمود.
پیامبر (ص) تا غروب روز نهم در عرفه توقف نمود. وقتی هوا کمی تاریک شد، بر شتر خود سوار شد و قسمتی از شب را در مزدلفه و فاصله طلوع فجر و آفتاب را در مشعر به سر برد. روز دهم رهسپار منیََ گردید و مراسم رمی جمره و تقصیر را انجام داده، برای انجام مراسم دیگر حج عازم مکه گردید و بدین وسیله مناسک حج را به مردم آموخت. این سفر تاریخی را حج وداع و گاهی حج بلاغ و حج اسلام می نامند
.
مراسم حج به پایان رسید. پیامبر (ص) تصمیم گرفت مکه را به عزم مدینه ترک گوید. فرمان حرکت صادر گردید. هنگامی که کاروان به سرزمین رابغ (سر راه مکه به مدینه) رسید، أمین وحی در نقطه ای به نام غدیر خم فرود آمد و او را با آیة زیر مورد خطاب قرار داد
:
یا أیّها الرّسول بلّغ ما أنزل إلیک من ربک و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته؛ آن چه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ کن و اگر ابلاغ نکنی، رسالت خود را تکمیل نکرده ای. خداوند تو را از شر مردم حفظ میکند
لحن آیه حاکی است خداوند انجام امر خطیری را به عهدة پیامبر(ص) گذارده است. چه امر خطیری بالاتر از این که در برابر دیدگان صدهزار نفر، علی(ع) را به مقام خلافت و جانشینی نصب کند؟ از این نظر، دستور توقف صادر شد. کسانی که جلو کاروان بودند، از حرکت باز ایستادند و آن ها که دنبال کاروان بودند، به دیگران پیوستند.
وقت ظهر هوا به شدت گرم بود. مردم قسمتی از ردای خود را بر سر و قسمتی را زیر پا می افکندند. برای پیامبر سایبانی به وسیله چادری که روی درخت افکنده بودند، درست کردند و پیامبر نماز ظهر را با جماعت خواند. سپس در حالی که جمعیت گرد او حلقه زده بودند، بر روی نقطه بلندی که از جهاز شتر ترتیب داده بودند، قرار گرفت و با صدای بلند و رسا خطبه ای را در غدیر خم خواند که معروف است
:
هان ای مردم نزدیک است من دعوت حق را لبّیک بگویم و از میان شما بروم... ای مردم بر قرآن و عترت من پیشی نگیرید و در عمل به هر دو ، کوتاهی نورزید که هلاک می شوید .
در این لحظه دست حضرت علی را گرفت و آن قدر بلند کرد که سفیدی زیر بغل هر دو ، برای مردم نمایان گشت و او را به همه مردم معرفی نموده سپس فرمود: سزاوار بر مؤمنان از خود آنها کیست؟.
همگی گفتند: خدا و پیامبر او داناترند
.
پیامبر (ص) فرمود: خدا مولای من، و من مولای مؤمنان هستم و من بر آن ها از خودشان اولی و سزاوارترم. هان ای مردم! هر کس را من مولایم، علی مولای او است. خداوندا کسانی که علی را دوست دارند، آنان را دوست بدار ، و کسانی که او را دشمن بدارند، دشمن بدار. خدایا! یاران علی را یاری کن و دشمنان علی را خوار و ذلیل نما و او را محور حق قرار بده . 
واقعه غدیر أبدی و جاودانی است، زیرا ارادة حکیمانه خداوند بر این تعلّق گرفته است که واقعة تاریخی غدیر، در تمام قرون و أعصار به صورت تاریخ زنده که قلوب و دلها به سوی آن جذب می شوند، بماند. از این جهت ، کمتر واقعة تاریخی در جهان، به سان رویداد غدیر مورد توجه طبقات مختلف، از محدّث و مفسّر و متکلّم و فیلسوف و خطیب و شاعر ، مورخ و سیره نویس قرار گرفته و این اندازه دربارة آن عنایت مبذول شده است. در اهمیت این رویداد تاریخی ، همین اندازه بس، که این واقعه تاریخی را 110 صحابی نقل کرده اند که در کتاب های دانشمندان اهل تسنن نام آنان به چشم می خورد.
عید قُربان (در عربی: عید الأضحی) یکی از روزهای فرخنده در تقویم اسلامی است.
روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود.
عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته میشود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور میپردازند.
البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان تقسیم میکنند.
حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح میکنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال میگردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش میآید را عید میدانند.
همچنین در روایتهای مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.
ریشه عید قربان
عید قربان ریشه در دوران قبل از تاریخ بشر دارد. انسان اولیه که از فهم طبیعت عاجز است، برای به دست اوردن ترحم خدایان دست به قربانی کردن حیوانات و انسان ها میزند. این سنت در اسلام نیز پذیرفته شده است.
در روایات مختلف دینی آمده است که ابراهیم در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.
او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر میروند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود میشود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان مییابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم میفرستد.
این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان خدا، فریضهای برای حجاج میگردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. دراین روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان برپا گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.
در اتاقو قفل کرد
پرده پنجره اتاق رو کشید
نشست روی صندلی
ُسیگار نیمه کشیده شو برداشت و پک عمیقی بهش زد
تاریکی و دود بود که در هم می آمیخت
و مرد , با چشم های نیمه باز و سرخ ,
به این هم آغوشی رخوتناک , نگاه می کرد
دود سفید و تنبل سیگار , مواج و ملایم , در آغوش تاریکی فرو می رفت و محو میشد
انگار تاریکی , دود رو می بلعید و اونو درون خودش , خفه می کرد
مرد از تماشای این هماغوشی بی رحمانه , سرگیجه گرفت و به سرفه افتاد
....
روزهای اول گل سرخ بود و چشم ها
لرزش خفیف لب ها بود و نگاه های پر از ترانه
شنیدن بود و تپیدن
عشق بود و رعشه های خفیف و گرم زیر پوستی
روزهایی که همه چیز معنای خاصی داشت و سلام ها مثل قهوه داغ ,
در یک بعد از ظهر سرد زمستان , حسابی , می چسبید
تعریف مرد , از عشق , دوست داشتنی فرا تز از مرزهای منطق بود و زن ,
عشق را به ایثار دل , تفسیر می کرد
مرد , که هیچگاه عاشق نشده بود ,
از گرمای با او بودن ,
لذت می برد
و حس می کرد چیزی در درونش متحول می شود
و زن , مدام لبخند می زد ,
و گاهی چشم هایش از هیجان , مرطوب میشد و دستهایش مرتعش از لمس با هم بودن ,
دستهای مرد را در آغوش میکشید
روزهای اول , همیشه زیباست
مثل روز اول خریدن یک کفش چرم براق
مثل روز اول مدرسه
مثل روز تولد
هر تماسی , پر بود از فدایت شوم ها و دوستت دارم ها و بی تو هرگز
و هر نگاهی , لبریز بود از تمنا و خواستن و نیاز
زن , مثل بهار شده بود ,
پراز طراوت و تازگی و تبسم های پنهان همیشگی
و مرد , شاد تر از تمام روزهای تنها بودنش , راست قامت و بی پروا
روی این وسعت سفید , لکه ای هم اگر بود , محو بود و مبهم
یا اگر خیلی هم بزرگ بود ,
به چشم هیچکدامشان , نمی آمد
شعرهای عاشقانه بود و وعده های مخفیانه
.....
روزهای خوب , زود می گذرد
قانون " بودن " همین است
روزهای خوب , عمرش , مثل عمر پروانه هاست
کوتاه و زیبا
و روزهای خوب , کم کم , تمام میشد
مرد ؛ باز , آهسته , به زیر لب ترانه های غمگین می خواند
و زن , تبسم های کنج لبش را , گم کرده بود
تکرار و تکرار و تکرار
شاید همین تکرار بود که همه چیز را فدای بودن خویش کرده بود
و شاید هم , با هم بودن ها , بوی کهنگی و نم گرفته بود
هر چه بود , مثل سرمایی سوزناک و خشک , به زیر پوست عشق , نفوذ کرده بود
و شاید هم , اصلا , عشقی در کار نبود
....
- من هیچوقت عاشق نمی شم
هیچوقت ...
فکر کردی منم ازونام که به خاطر یکی , خودشو از روی ساختمون پرت میکنه ؟
فکر کردی اگه نباشی تب می کنم ؟
نه جونم ... اینطوریام نیس , دوستت دارم ولی خل و چل بازی بلد نیستم
حالا دو روز مارو بی خبر میذاری و به تلفونامونم جواب نمیدی بی معرفت ؟
فکر کردی با این کارت , عشقتو توی دلم میکاری ؟
نه به خدا , این کارا همش از بی مرامیته .... حتما یادت رفته اون شباییکه تا صدامو نمیشنیدی خوابت نمی برد
عیبی نداره ... میگذره ,
یه جورایی می سوزم , حتما کیف می کنی نه ؟
میسوزم از اینکه گفتم همدلمی ... نگو فقط همرام بودی ... دلت کجا بودو فقط شیطون میدونه ...
مرد میگفت و از پس دودهای مواج , روزهای گذشته را , جستجو می کرد
و زن , همه چیز انگار , برایش خوابی بود کوتاه و سنگین :
- خودت چی ؟
خودت اگه یه هفته هم بری توی غار تنهاییت , هیچکی حق نداره صداش در بیاد
حالا یه تلفنتو جواب ندادم شدم بدترین آدم دنیا
خب چی داری برام بگی ؟ فکر نمی کنی همه چی خیلی بیخودی و تکراری شده ؟
خسته ام کردی , هیچ حس و حالی تو صدات نیست , انگار دارم با سنگ صحبت می کنم
حرفامون جمله به جمله اش اونقدر تکراری شده که نگفته همه شو از برم
نگفتم عاشقم باشو خودتو برام از رو ساختمونا پرت کن پایین
فقط خواستم بفهمم بودن و نبودنم فرقی ام برات داره یا نه ....
که تو هم خوب جوابمو دادی
....
بوق ممتد
مثل یک دیوار آجری بلند است
تا آسمان
انگار که دیوار, آسمان آبی را دو تا می کند
بوق ممتد , یعنی رفتن , بدون خداحافظی
یعنی , چیزی شبیه فحش های بد ....
...
مرد دست در جیب
با قدی خمیده و چشمانی بی خواب
قدم زدن را برای فراموش کردن , امتحان می کرد
و زن , بی پروا , عشقی تازه می خواست
اندام نحیفش , تحمل بار تنهایی را نداشت
صدای تازه , گرمتر از صداهای تکراری و واژه های تکراریست
عشق تازه , آدم را دوباره نو می کند
انگار آدم برای ادامه زندگی اش , دوپینگ می کند
عشق تازه , جسارت فراموشی خاطرات عشق کهنه را می طلبد و لگد زدن به تمام با هم بودن های قدیم
مرد نمی توانست
مردها گاهی خیلی سخت می شوند
سخت و بیروح و لایه لایه
و مردی که واپس زده از عشقی نافرجام باشد ,
می شکند ,
ذوب می شود و اینبار به جای شیشه ,
سنگی می شود سخت تر از خارا
....
آدم دلش تنگ می شود
دل آدم هم که تنگ شود , نفسش میگیرد
هوای گذشته ها را می خواهد
حتی شده به یک نفس عمیق
یکسال گذشت
تنهایی همراه مرد بود
و زن , انگار دوباره , واپس زده عشقی چندین باره بود
مرد , نه اینکه عاشق بوده باشد ... نه .... فقط از روی دلتنگی
گوشی تلفن را بر می دارد و شماره ها را برای شنیدن , نوازش می کند :
- الو ...
صدای زن شکسته و خراشیده است
انگار قبلش سیگار کشیده باشد .. آنطوری
صدا , در عین غریبه گی اش , دل مرد را می لرزاند
آن روزها چقدر خوب بود ها ...
- الو ... بفرمایید
مرد , دلش می خواهد نفس عمیق بکشد
دلش می خواهد نفس حبس شده در سینه اش را با سلامی تازه , بدمد بیرون
گاهی می شود در یک آن , همه چیزهای بد را فراموش کرد
انگار که از همان اول نبوده
مرد تصمیمش را گرفت که ناگهان از پس صدای زن , صدای مردی غریبه آمد
صدای قلدر و خشن :
- الو .... د چرا حرف نمی زنی مزاحم ....
قلب مرد انگار که , ایستاد
گوشی را کوبید روی تلفن
مردی غریبه ! ... رویا که رنگش می پرد می شود کابوس
و مرد غریبه کابوس رویاهای دلتنگی مرد شد
مرد , نحیف و قد خمیده
در اتاقو قفل کرد
پرده پنجره اتاق رو کشید
نشست روی صندلی
ُسیگار نیمه کشیده شو برداشت و پک عمیقی بهش زد
تاریکی و دود بود که در هم می آمیخت و مرد ,
با چشم های نیمه باز و سرخ , به این هم آغوشی رخوتناک , نگاه می کرد
....
زن , نشسته بود لبه تخت
شکسته و بیروح
مرد غریبه لباس هایش را پوشید
بوسه سرد مرد غریبه , شانه های لخت زن را آزرد
- دوستت دارم
صدای مرد غریبه , شبیه سائیدن ناخن به دیوار سیمانی بود
زن خوب گوش سپرد
نه ... این صدا هم تازگی نداشت
این صدا هم تکراری بود
زن , در جستجوی تازه تر شدن ,
اندازه تمامی دستمالهای کاغذی دنیا , چروکیده بود
ِ...
رسم است زیبایی ها را می نویسند و
بعد ها افسانه می خوانندش
و نسل به نسل , آدم ها با ولع
تمام کلمه هایش را می خوانند و حفظ می کنند
حقیقت را که بنویسی
نه کسی می خواند
نه کسی حفظش می کند
حقیقت , آنقدر زشت است گاهی که آدم ها ترجیح می دهند در عمیق ترین نقطه قلبشان , به خاکش بسپارند
تقدیم به عشق جاودانیم" یار زندگیم "
TAKBARG AFSOON
$$$طالع متولد دی ماه$$$ ویژگیها و خصوصیات کلی
کاری، واقع بین، اهل عمل، دور اندیش، محتاط، حسابگر، معتقد و آینده نگر، جاه طلب، بلند پرواز و منضبط، باحوصله، شکیبا، بردبار، حسابگر، با احتیاط و دقیق، شوخ طبع، بذلهگو، تودار، درونگرا، ساکت و خوددار.
جنبه منفی شخصیت
بدبین و تقدیرگرا، ناخن خشک، حسود، بیش از حد حراف، انعطافناپذیر، مقرراتی، خشک، جدی و سختگیر.
توضیحات عمومی
شخصیت متولدین دی ماه یکی از با ثباتترین و عمدتاً جدیترینها در منطقهالبروج به حساب میآید. این افراد انعطافناپذیر و مستقل دارای ویژگیهای اصیل و ارزشمند زیادی هستند. آنها ذاتاً افرادی با اعتماد به نفس، مطمئن، مصمم، با اراده، یک دنده، خونسرد و آرام هستند. آنها سخت کوش، جدی، پرکار، زرنگ، هوشیار، زیرک، واقع بین، اهل عمل، متعهد، با استقامت، ثابت قدم، با پشتکار، پی گیر و به شدت محتاط هستند و برای رسیدن به اهداف و مقاصدشان آنقدر پافشاری و سماجت به خرج میدهند که به نتیجه مطلوب برسند. از آنجائی که آنها زحمت کش و قابلاعتماد هستند، تقریباً در هر حرفهای که عهدهدار میشوند، موفق و سربلند ازآن بیرون میآیند. آنها به راحتی تمام طرحها و برنامههای نیمه تمام را با موفقیت به پایان میرسانند و آنچنان لیاقتی از خود نشان میدهند که در هر محلی ستون و محور اصلی به شمار میآیند.
متولدین دی ماه مدیرانی مصمم، مدبر، مبتکر و چارهجو هستند و نه تنها برایخودشان بلکه برای دیگران نیز معیارهای بالائی را در نظر میگیرند. از آنجائی که افرادی صادق، راستگو و درستکار هستند، حتی به انتقاد از خود میپردازند و درجهت رفع عیوب خود تلاش زیادی از خود نشان میدهند و به شدت انضباط و نظم را رعایت میکنند. آنها با شیوهای منظم، با قاعده، جدی و سرسختانه بر علیه مشکلات شخصی خویش میجنگند و برای رسیدن به خواستههای خود حتی گاهیخانواده خویش را فدا میکنند و هنگامی که همه دست از تلاش کشیدهاند و ناامید شدهاند، آنها تمام جد و جهد خویش را به کار میگیرند تا موفق شوند. در واقع، زمانیکه لازمه تحقق یک پروژه توانائی عملی به همراه بلند پروازی و جاهطلبی است، وجود متولدین دی ماه ضروری میشود و همه خواهان استخدام و به کار گماردن آنهاهستند. آنها مدتها وقت میگذارند تا به دقت و محتاطانه نقشهای بکشند تا به خواستههای بلند پروازانه خویش برسند (که اغلب نیز به ثروتمند شدن میانجامد). اگرچه آنها خسیس نیستند، ولی میتوان به آنها لقب مقتصد و حسابگر داد، چون قادرند با حداقل تلاش و پول به نتایج بزرگ و عالی برسند و با وجود توانائی سازماندهی عالی میتوانند به راحتی و به طور خود جوش روی چند پروژه همزمان کارکنند.
آنها احترام خاصی برای قدرتمندان قائلند ولی اگر به درجات بالا برسند امکان نداردکه به نقطه نظرات دیگران گوش فرا دهند. از آنجائی که خودشان به شدت منضبط هستند، توقع دارند که زیر دستانشان نیز به همان اندازه نظم و ترتیب را رعایت کنند و خویشتندار باشند و میخواهد هر وظیفهای را که به آنها محول میکنند، به بهترین نحو انجامش دهند. با وجود این خودشان نیز در کار پر زحمت و منصف هستند. ازآنجائی که به شدت محافظه کار، خوددار، درونگرا و تودار هستند، در میان همکارانشان از محبوبیت زیادی برخوردار نیستند. آنها به سنت بیش از نوآوری بها میدهند، حتی اگر نوآوری ارزشمندتر باشد. آنها تا حدودی خشک هستند و گهگاهی نیز به شدت بدبین، افسرده و ناراحت به نظر میآیند و اصلاً قادر نیستند آن خصوصیات را از دید دیگران پنهان سازند. به ویژه زمانی که در کاری شکست بخورند، به شدت افسرده میشوند و سرخوشی ذاتی آنها یکباره تبدیل به غم و اندوه میشود و اگر این حالت مدت زیادی ادامه پیدا کند، آنها درمانده شده و محتاج کمک میشوند. به همین دلیل نیز لازم است که ساعتهای زیادی را به تعمق و تجدید قوا اختصاص دهند تا آن احساسات و عواطف درونی را مهار نمایند.
عده اندکی از متولدین دی ماه دچار تغییرات شدید حالات روحی و خلق و خو میشوند که در نتیجه لقب ناشایست ناپایدار را به خود اختصاص میدهند. اگرچه درظاهر به نظر خوددار و آرام میرسند ولی میتوانند به طرز حیرتآور و ناگهانی شوخ و بذلهگو شوند.
دیگر ویژگی غیرمنتظره در برخی از متولدین دی ماه علاقهای شدید علوم مکنونه است که علیرغم ذهن شکاکشان به آن اصرار میورزند.
آنها دارای نیروی عقلانی خیلی موشکاف، باریکاندیش، هوشمندانه و نکته سنج هستند. آنها عمیق فکر میکنند و همواره در حال بررسی و سبک و سنگین کردن تمام احتمالات قبل از تصمیمگیری هستند تا انتخابی سالم و ایمن صورت دهند. آنها دارای حافظهای قوی و عالی هستند و علاقهای سیریناپذیر برای کسب دانش دارند. آنها افرادی منطقی، معقول، تیزهوش و فهمیده هستند و از تمرکز حواس خوبی برخوردارند و در مباحثات و مناظرات هیچگاه از کسی کم نمیآورند.
آنها با منطق قوی و خاص خودشان با زیرکی دشمنانشان را مغلوب میکنند و آنها رامات و متحیر به جای میگذارند. آنها در ارتباطات شخصی خویش اکثر اوقات معذب و ناراحت هستند، اگرچه در ظاهر آن را بروز نمیدهند. اگرچه تا حد زیادی خودمحور محسوب میشوند ولی به افراط نمیروند و با افرادی که آنها را خوب نمیشناسند، زیاد گرم نمیگیرند و محتاط عمل میکنند. از آنجائی که در کار دیگران دخالت نمیکنند، دوست ندارند دیگران نیز در کارشان مداخله نمایند. در مواجهه با آشنائیهای اتفاقی با سیاست و باملاحظه عمل میکنند، دوستان اندکی دارند ولی نسبت به آنها به شدت وفادارند و به راحتی میتوانند به دشمنانی سرسخت و مقتدر تبدیل شوند. قبل از تصمیمگیری برای ازدواج و دل بستن جوانب امر را خوب بررسی میکنند و در حقیقت آرامآرام و با احتیاط راه علاقه و دلبستگی را طی میکنند.
اگرچه بعد از ازدواج تا حدودی حسود میشوند ولی نسبت به همسرانشان به شدت وفادارند. در واقع آنها به خاطر این ازدواج میکنند که همه روزی باید دست به اینعمل بزنند و در نتیجه کمتر با شکست مواجه میشوند.
هر حرفهای که در آن مجبور به سر و کله زدن با ارقام، ریاضیات و پول شوند، برایشان جذاب محسوب میشود و به شدت به موسیقی علاقمندند. آنها میتوانند اقتصاددان، کارشناس امور مالی، سرمایهگذار، بانکدار، دلال، مدیر، مجری و گرداننده آژانس املاک باشند. همچنین به عنوان دیوان سالار و یا کارمند خشک و مقرراتی دست همه را از پشت میبندند. از آنجائی که به استدلال، مباحثه و برنامهریزیهای طولانی مدت علاقمندند میتوانند سیاستمداران خوبی از کار در آیند. نیز، معلمانی فوقالعاده هستند، به خصوص زمانی که قدرت کنترل و سازماندهی به آنها داده شود و مجبور نباشند تا با دیگر کارمندان سر و کله بزنند. آنها دانشمند، مهندس، کشاورز و مهندس ساختمانی موفقی میتوانند باشند و هم چنین به علت دارا بودن سرعت انتقال و شوخ طبعی که خصیصه خاص متولدین دی ماه است، در برنامههای تفریحی و سرگرمکننده نیز موفق هستند.
بیماریها احتمالی
صورت فلکی جدی بر زانوان، استخوانها و پوست حکومت میکند، در نتیجه متولدین دی ماه مستعد شکستگی استخوان، رگ به رگ شدگی و پیچخوردگی زانو و دیگر مشکلات پا هستند. انواع بیماریهای پوستی از جوش و بثورات جلدی و کورک گرفته تا جذام (در کشورهای که این بیماری شایع است) آنها را تهدید میکنند. همچنین از آنجائی که گرایش به سمت نگرانی، دلشوره و سرکوبکردن و فروخوردن عواطف و احساسات درونیشان را دارند، خطر ابتلا به دل شوره و ناراحتیهای گوارشی برایشان وجود دارد. گفته میشود که در خطر معرض ابتلا به کمخونی، ناراحتی کلیه، زکام، ناشنوائی، روماتیسم و راشیتیسم نیز هستند.
علاقمندیها
افراد مطمئن و حرفهای جدی، مهارت و دانش حرفهای، دانستن اصل مطلب برای مباحثه و مذاکره، تأسیسات محکم و استوار، هدف و اراده.
بیزاریها
طرحها و پروژههای حساب نشده و نامرتب، خیالپردازی و رؤیابافی،مشاغل و کارهای بیهوده و بیسرانجام، اعمال شرمآور، استهزاء و تمسخر.
مشکلات احتمالی
هر کسی ویژگیها و خصوصیات منحصر به فردی دارد و زمانی که این خصلتها سرکوب و یا فروخورده شوند، یا برآورده نشوند، باعث بروز مشکلاتی میشوند. توصیه ما این است که این پیشنهادات را به کار ببندید و از مواجههشدن با نتایج عالی آن شگفتزده شوید:
ـ مشکل: احساس میکنید که اطرافیان از شما و ذات خوبتان سوء استفاده میکنند.
ـ راه حل: بهتر است ایجاد کمی تغییر و تحول را در اطرافتان در نظر بگیرید و در بیان خواستههایتان بیشتر محتاط باشید.
ـ مشکل: ناخواسته کاری میکنید که مردم از شما رویگردان شوند.
ـ راه حل: لازم است که حرفها و اعمالی را که اخیراً بر کرسی نشاندهاید، دوباره بررسی نمائید و عاقلانهتر انتخاب کنید.
ـ مشکل: همکارانتان مایل به تشریک مساعی یا کار در کنار شما نیستند.
ـ راه حل: با این که از قدرت خوبی در محل کار برخوردار هستید، بهتر است زمانیکه در کنار همکاران دیگر پا به پا کار میکنید، این چنین عمل ننمائید.
ـ مشکل: گاهی اوقات احساس میکنید بیش از حد خسته شدهاید و نمیتوانید پروژههائی را که در دست دارید، به پایان برسانید.
ـ راه حل: بهتر است سعی نکنید تا چندین پروژه را هم زمان در دست بگیرید و طوری برنامه ریزی کنید که فرصت استراحت داشته باشید تا آرامش خاطر بیابید.
سیاره حاکم بر شما کیوان (زحل) است
۱. فاصله متوسط کیوان از خورشید: ۵۵۵۹
۲. دور و گردش نجومی از کانون (برحسب سال): ۴۶۹
۳. شعاع استوایی (برحسب کیلومتر): ۶۰۲۶۸
۴. شعاع قطبی (برحسب کیلومتر): ۵۴۳۶۰
۵. دور گردش و دوران جرم (برحسب ساعت): ۶۶:۱۰
۶. انحناء خط استوا نسبت به کانون (برحسب درجه): ۲۶/۷۳
۷. تعداد ماهوارههای مشاهده شده: ۱۸
حقایق جالب و شگفتانگیز دیگری راجع به ماه تولد
حیوانی که در ارتباط با ماه تولد شماست، یک بز زیباست. این حیوانی است که از پاهائی محکم برخوردار است و وزنش به طور متوسط به ۷۵ تا ۱۵۰ کیلوگرم و قدشبه ۵/۸۷ تا ۵/۹۷ سانتیمتر میرسد. از آنجائی که دارای سمها و ساقهائی محکماست، لیز نمیخورد و در فن گرفتن مهارت خاصی دارد و بسیار چالاک و فرز است.این حیوان دارای کلهای کوچک و شاخهائی باریک و سیاه است که به صورت یک انحناء و خمیدگی به سمت پشت به طول ۵/۲۰ تا ۵/۲۲ سانتیمتر رسیده است. این بز سفید است.
رنگ محبوب و سنگ خوش یمن
۱. رنگ محبوب و خوش یمن متولدین دی ماه (قهوهای و اکثر رنگهای سیر و تیره) است.
۲. سنگ خوش یمن برای متولدین دی ماه سنگ سلیمانی (سنگ بابا قوری) سیاهاست. این سنگ گونهای از عقیق است که به واسطه نوارهائی موازی و یک در میانسیاه و سفید شناخته شده است. از این سنگ برای تراشیدن و کنده کاری نگینهای نقش برجسته استفاده میشود (یک نقش در لایه سفید که نقشی برجسته در مقابللایه سیاه قرار میگیرد). اگر جای لایه سفید با لایهای رنگی عوض شود، آن وقت اینعقیق نامهای متفاوت دیگری میگیرد، مثلاً اگر قرمز باشد نام عقیق یمانی (عقیق) رامیگیرد. عقیقها همیشه به رنگ سیاه در نمیآیند مگر آن که نام سنگ سلیمانی(باباقوری) را داشته باشند. (عقیق به کرات به رنگهای قرمز، سبز، آبی و غیرهدرآمده است).
$$$طالع متولد تیر ماه$$$ ویژگیها و خصوصیات کلی
عاطفی، احساساتی، با محبت و مهربان، درون بین و خلاق، هوشیار و محتاط، محافظهکار و دلسوز.
جنبه منفی شخصیت
دمدمی، بیثبات، بدخلق و عبوس، زود رنج، حساس و نازک نارنجی، وابسته و حالت چسبندگی داشتن.
توضیحات عمومی
شخصیت متولدین تیر ماه در منطقه البروج بیثباتترین محسوب میشود. آنها میتوانند به سرعت از حالت درخودفرو رفتگی، کمحرفی و کمروئی درآمده و تبدیل به اشخاصی پرشروشور و اجتماعی شوند. تمام مشاهیری که در این ماه متولد شدهاند به واسطه همین تغییرات و نوسانات شخصیتی مشهور شدهاند و بهمقامی رسیدهاند. آنها اساساً محتاط و عاشق خانه هستند و در حقیقت آنجا را آشیانهای میدانند که امنیت لازم را در آن کسب میکنند. مردان متولد تیرماه زمانیکه احساس میکنند نیازمند آرامش و تمدد اعصاب و رهائی از تنشهای عصبی هستند، به خانه پناه میبرند و زنهای متولد تیرماه درون خانه غرایز و امیال قوی مادرانه خود را نشان میدهند. متولدین تیر عاشق خانه و خانواده بزرگ هستند. آنها از تمام اهالی خانه حمایت میکنند و به آنها عشق میورزند. آنها خواستار خانهای اسرارآمیز و راحت هستند تا در آن خلوت کنند و بینندگان را تحت تأثیر قرار دهند.
این بدان معنا نیست که متولدین تیر ماه اشخاصی غیراجتماعی و نجوش هستند، بلکه آنها در خانه فرصتی مناسب مییابند تا تنها باشند و فکر کنند. تا حدودی دوگانگی شخصیت در آنها به چشم میخورد. آنها به ظاهر سرسخت، قوی، پرابهت،سرد، مصمم، لجوج، پیگیر، چسبنده، جدی، فعال، پر انرژی، زرنگ، درونگرا و عاقل به نظر میرسند و گاهی اوقات دارای دانش و بینشی فیلسوفانه و شهودیهستند. اگرچه، دوستان صمیمی ممکن است یک شخصیت کاملاً متفاوت از آنها ببینند: افرادی نوع دوست، همدرد و دلسوز نسبت به دیگران به خصوص با عزیزانشان و اشخاصی که دوستشان دارند. آنها از آنجائی که افرادی تیز و خلاق هستند در شرایط مختلف میتوانند با دیگران احساس همدردی کنند.
آنها اکثر اوقات بیش از حد خیالباف و خیالپرداز هستند و سعی دارند که زندگینامهخود را به نحو مطلوب و ایدهآل با شرایط موجود سازگار و منطبق سازند. آنها قدردان، فهمیده و بااحساس هستند و در رشتههای هنر و ادبیات به خصوص هنر تئاتر و نمایشنامه نویسی تبحر خاصی دارند. صحنههای احساسی و مهیج آنها را به وجد میآورند. خودشان از استعداد خطیبانه، هنرمندانه و ادیبانه چشمگیر و قابل ملاحظهای برخوردارند. گوشهای تیز و هوش و استعدادشان برای تقلید باعث میشود که سر صحنه خوب کارشان را ایفاء نمایند، گرچه تمایلات و گرایشاتعاطفی و احساسی آنها گاهی اوقات منجر به این میشود که در اجرای نقششان اغراق و افراط کنند. جالب است که در مورد پدیدههای فراروانی و علوم مکنونه شدیداً کنجکاوند و تحت تأثیر قرار میگیرند. آنها اگر بتوانند تضاد شخصیتی درونیخود را در مورد کنارهگیری و خویشتنداری رفع و رجوع کنند، به بهترین وجهی قادر میشوند که حتی الهام بخش یک نسل باشند، چون آرمانگرا و کمالطلب هستند. آنها در مشاغلی موفق هستند که بتوانند به این هدف برسند، شخصیت آنها مخلوطی از استقامت، پایداری، سرسختی و در عین حال ملایمت و نرمی است و در رابطه با احساساتی بودنشان در خیالبافیهایشان بسیار عاطفی و رمانتیک هستند. در امر ازدواج خیلی بامحبت و مهربان هستند ولی احساساتی بودن را کنار میگذارند و صادقانه به زندگی مشترک ادامه میدهند. آنها هیچگاه اولین عشقشان را از یاد نمیبرند و نسبت به خانواده و همسرشان وفادار و صادق هستند و حامی و پشتیبان آنها محسوب میشوند. مردان و زنان متولد تیرماه بیشتر دهنده هستند و کمترخواهان گرفتن میباشند. در حقیقت، یکی از درسهائی که باید به دقت یاد بگیرند این است که چگونه مؤدبانه و باوقار حق خود را بگیرند. آنها بیش از حد تحت تأثیر اشخاصی قرار میگیرند که برایشان احترام قائلند و مسایل عاطفی و احساسی گذرا نیز روی آنها تأثیر زیادی دارند. آنها دوستانی وفادار و صادق هستند که جنبه منفی این وفاداری تعصب بیش از حد به خرج دادن است. آنها وطن پرست هستند و نسبت به بیگانگان سرد و دیرآشنا و نسبت به دیار و کشورشان شدیداً متعصب ووفادار میباشند.
متولدین تیرماه دارای حافظهای قوی هستند و پیشامدها و اتفاقات عمیق و عاطفی راهرگز از یاد نمیبرند و تا سالهای سال جزئیات آنها را به یاد میآورند. خاطرات کودکیشان همیشه در مقابل چشمان آنهاست. آنها در حقیقت در خاطرات گذشتهها زندگی میکنند و همیشه آینده را در تصورات و خیالات خود میبینند.
متولدین تیرماه نقطه ضعفهای نهفته زیادی دارند. ممکن است گاهی اوقات نامنظم،عبوس، نجوش، ترشرو، مرموز، دمدمی، مستعد ترحمجوئی و آه و ناله به حالخود، خودخوری و دچار احساس خود کوچک بینی (که البته اکثر اوقات زائیده ذهنخودشان است) شوند، با این حال به راحتی میتوانند خودشان را گول بزنند وخرسند و خوشخیال شوند. از آنجائی که ذاتاً جاهطلب و بلندپرواز هستند، گاهیاوقات بیملاحظه و خالی از ظرافت میشوند. آنها خواهان نظر لطف و توجه دیگرانهستند. به دلیل آنکه گاهی اوقات بیثبات میشوند، نقطه نظرات خود را به سرعتعوض میکنند و در نتیجه مدت طولانی سر یک کار نمیمانند. آنها میتوانند به راحتی از راه به در شوند بنابراین باید با اعتماد به نفس خوبی که دارند مانع اینموضوع شوند.
آرمانگرا و احساساتی بودن آنها باعث میشود که حامیان پر و پا قرص و دو آتشه رفاه باشند. مثلاً اگر طرفدار پر و پا قرص یکی از تیمهای فوتبال باشند، در دنیایخیالات و تصورات خودشان با آنها احساس همدردی میکند و خودشان را با آنها یکی میدانند.
متولدین تیر ماه از توانائیهائی برخوردارند که در مشاغل گوناگون و متعددی میتوانند مشغول به کار شوند. از آنجائی که از خواندن و آگاهی یافتن نسبت به افکار دیگران شدیداً به وجد میآیند و قادرند به راحتی و با اطمینان حرف بزنند، در مشاغل روزنامهنگاری، نویسندگی یا سیاستمدارشدن موفقند. اگر در امر سیاست بهتر است در حاشیه قرار داشته باشند تا اینکه خواهان مقام، قدرت و صاحب نامی باشند، چون به راحتی میتوانند تحت تأثیر قرار گیرند. آنها در انواع اموراتاجتماعی موفقند و میتوانند به استخدام رسمی انواع وزارتخانهها درآیند. مشاغلی که مستلزم مراقبت از دیگران است مثل، کار در سازمانهای خدماتی و سلامتی، پرستاری و تدارکات مهمانیها، عروسیها و غیره... برایشان مناسب هستند. عشق ذاتی آنها نسبت به رفاه، آسایش و خوب زندگی کردن باعث میشود که سرآشپز یاخانهدارهای خوبی باشند. گاهی اوقات میل وافری نسبت به کارهای تجاری و بازرگانی پیدا میکنند و به عنوان صاحبان صنایع موفق هستند. آنجا سازماندهندههائی خوب محسوب میشوند. در امر اقتصاد شامه قوی دارند و از آنجائی که خلاق و مبتکر هستند و در ضمن طبعی رمانتیک و احساساتی دارند، در امر اکتشاف و کند و کاو در مکانهای قدیمی و باستانی موفقند. همچنین میتوانند کلکسیونرهایمعروفی شوند و در کار خرید و فروش عتیقه از تبحر خاصی برخوردارند. آنها بهعنوان واسطه، بنگاه دار، باغبان و دریانورد افرادی موفق به شمار میآیند.
از نظر جسمانی و در ظاهر متوسط محسوب میشوند و در مقایسه با بقیه اعضای بدنشان از پاهائی کوتاه برخوردارند.
موهایشان معمولاً قهوهای رنگ، صورتهایشان گرد، رنگ و روئی پریده، پیشانیهائی برجسته، چشمانی کوچک و به رنگهای آبی یا طوسی، بینیهائی کوتاه شاید هم سربالا و دهانشان گوشتالود هستند. گاهی اوقات مشاهده شده که ناشیانه و بدقواره راه میروند.
بیماریهای احتمالی
صورت فلکی سرطان بر قفسه سینه، سینهها، آرنجها، زانوها، معده و دستگاه گوارش، و اندام تناسلی زنانه حکمرانی میکند. بیماری هولناک سرطان که میتواند هر عضوی از بدن را تحت تأثیر قرار دهد، گفته میشود که نامش را از این برج برگرفته است.اگرچه، این نظریه از بسیاری جهات نادرست است، چون ریشه و مأخذ کلمه سرطان از لاتین به معنای قانقاریا و همچنین خرچنگ مشتق شده است. با این وجود گفته میشود که متولدین تیرماه مستعد ابتلا به ناراحتیهای سینه پهلو، آب آوردگی، بواسیر و واریس هستند. تحریکپذیری که در بالا ذکر شد، میتواند منجر به سوءهاضمه، ورم معده و دیگر بیماریهای دستگاه گوارش شود و همچنین احتمال مبتلاشدن به سینه درد و ضعف بینائی در آنها زیاد است.
علاقمندیها
کارهای ذوقی و تفننی، ماجراهای خیالانگیز، بچهها، خانه و وطن، مهمانی.
بیزاریها
موقعیتهای اعصاب خردکن و ناراحتکننده، شکست، هرگونه مخالفتو تضاد، تحتالامر قرار گرفتن و دستورگیری، پند و اندرز (خواه خوب، خواه بد).
مشکلات احتمالی
هر کسی ویژگیها و خصوصیات منحصر به فردی دارد و زمانی که این خصلتها سرکوب و یا فروخورده شوند، یا برآورده نشوند، باعث بروز مشکلاتی میشوند. توصیه ما این است که این پیشنهادات را به کار ببندید و از مواجههشدن با نتایج عالی آن شگفتزده شوید:
ـ شما زودرنج و آسیبپذیر هستید و گاهی اوقات آن چنان احساس وابستگیعاطفی پیدا میکنید که نتیجتاً متحمل آسیبهای سخت و تحقیرشدنهای موهوم و غیرواقعی میشوید. این حالت میتواند شرایط شدیداً نگرانکننده تشویش برانگیزی را برایتان ایجاد کند که حتی با همسرتان نیز دچار مشکل شوید.
ـ مطمئن باشید که آن عشق و علاقهای را که ابراز میدارید، آن چیزی نیست که نیاز دارید تا از شما حمایت شود. به همین دلیل نباید به دیگران وابسته شده و درحقیقت به آنها بچسبید. بهتر است به دنبال کاری باشید تا سرتان گرم شده و بر اینحالت منفی غلبه کنید. لازم است که تنها به خودتان متکی باشید و به جنبههایمثبت شخصیتتان بچسبید.
ـ یکی از بزرگترین عیوب و نقطه ضعفهای شما بیش از حد خودبینی است که گاهی اوقات باعث میشود از درک آنچه دیگران در حال انجامش هستند، عاجز بمانید. گاهی اوقات اگر یکی از اعضای خانوادهتان موفقتر از شما باشد، احساس درماندگی میکنید.
ـ باید حداکثر سعی و تلاش خود را به کار ببندید تا این احساس را درخودتان سرکوب کرده و از موفقیت دیگران خوشحال شوید، هنگامی که موفق به انجام این کار شوید، رفته رفته عادت میکنید از شادی و موفقیت آنها به وجد آمده وحتی خوشحالتر از آنها شوید.
ـ هنگامی که به شما دستور دهند، به شدت عصبانی و ناراحت میشوید و این ناتوانی در شما منجر به یک مشکل بزرگ میشود. این حالت خیلی خطرناک است، چون به همین دلیل فرصتهای خوب زندگیتان را از دست میدهید، خانوادهتان تحت تأثیر قرار میگیرند چون در انجام بسیاری از مشاغل ناتوان میمانید.
ـ بهتر است یک گوشتان در باشد و دیگری دروازه. لازم است که به اطرافتان بیشتر دقت کنید تا متوجه شوید که همکارانتان چگونه با رئیس کنار میآیند و دستور میگیرند. اگر سکوت اختیار کنید و از دستورات پیروی نمایید، خیلی زود در مییابید که میتوانید ارتباطاتتان را گسترده کرده و با همه دوست باشید.
ـ شما از کوچکترین مسایل بهانه میگیرید، که همین باعث میشود دوستانتان از شما آزردهخاطر شوند. گاهی اوقات از کاه، کوهی میسازید و سر هیچ دعوا راه میاندازید. بهطور قطع تعلل و امروز و فردا کردن خانواده و دوستان را رنجیده خاطر میسازد.
ـ سعی کنید در زندگی هدف مشخصی را دنبال کنید و نگرانیهای بیهوده را فراموش نمائید. در این صورت اطرافیان از حضور شما بیشتر لذت میبرند و خودتان نیز پیمیبرید که جریان در زندگی با ملایمت و آرامی طی میشود.
سیاره حاکم بر شما (ماه) است
۱. فاصله متوسط ماه از زمین (برحسب کیلومتر): ۴۰۰۳۸۴
۲. دور و گردش نجومی از کانون (برحسب سال): ۲۴۰
۳. شعاع استوایی (برحسب کیلومتر): ۷۳۸۱
۴. شعاع قطبی (برحسب کیلومتر): ۷۳۸۱
۵. دور گردش و دوران جرم (برحسب روز): ۳۲۱۷۷
۶. انحناء خط استوا نسبت به کانون (برحسب درجه): ۰
۷. تعداد ماهوارههای مشاهده شده: ۰
حقایق جالب و شگفتانگیز دیگری راجع به ماه تولد
خرچنگ یک موجود شب گرد آبی است که به واسطه چنگهای بزرگش به خوبیمیتواند از خودش دفاع کند. او به راحتی در دنیای زیر آب به حیات خویش ادامه میدهد و رشد میکند. قرنهاست که به عنوان یک ماده غذائی لذیذ و ارزشمند مورد توجه قرار گرفته است. تنوع خرچنگها زیاد است و در اکثر اقیانوسهای جهان ودر بسیاری از جزایر یافت میشوند. آنها مردارخوار دریائی محسوب میشوند و به همین دلیل با پاکسازی و تمیز نگه داشتن آبها به ما انسانها کمک شایان توجهی مینمایند.
رنگ محبوب و سنگ خوش یمن
۱. رنگ محبوب و خوش یمن متولدین تیر ماه نقرهای (رنگ تشعشعات ماه) است.
۲. سنگ محبوب و خوش یمن متولدین تیرماه مروارید زیبا و شفاف است. مروارید هم تشعشعات نقرهای رنگی را از خود ساطع میکند. این تشعشعات نقرهای رنگ و پرتلالؤ را از رنگ جدارههای صدفی میگیرند که در آن رشد میکنند. یک مرواریداصل، زیبا و سالم حتی به قیمت سی میلیون دلار خرید و فروش میشود. بنابراین صحبتکردن از یک (مروارید گران قیمت) حقیقتاً دشوار است. این سنگقیمتی اگر در معرض اسپری مو، اسیدها، تعریقات و بعضی از محصولات آرایشی قرار بگیرد، صدمه میبیند.












دلزدگی و سردی اقایان در مقابل وابستگی خانم ها پس از رابطه ی جنسی
متن کل خبر : طبق پژوهشهای به دست امده حدودا بیش از 80 درصد آقایان با فردی که قبل از ازدواج رابطه جنسی برقرار نموده اند ازدواج نخواهند کرد این رفتار دلایل عمده ای بهمراه دارد که بخشی از آن ارادی و بخشی دیگر غیر ارادی و بواسطه فعل و انفعالات هورمونی در مردان میباشد دلیل بر هم خوردن اکثر روابط دوستی که در ان رابطه جنسی بوجود می آید همین عامل میباشد .این در حالیست که اکثر خانمها نسبت به فردی که با آن رابطه جنسی برقرار میکنند وابستگی احساسی پیدا میکنند .
شناسایی هورمونی که در دختران باعث وابستگی میشود
A X I T O S I N هورمون مشترک بین زنان و مردان میباشد که این هورمون باعث وابستگی و تعلق زیاد احساسی در هر دو جنس مذکر و مونث می شود اما در مردان به علت هورمون دیگری تحت عنوان T E S T A S T R O N این وابستگی تقریبا خنثی می شود به عبارتی هورمون تستاسترون در مردان نسبت به هورمون آکسیتوسین قالب تر میباشد و این در وجود همه مردان قرار دارد از این رو اکثر مردان بعد از انجام رابطه جنسی حالت سردی وجودشان را فرا می گیرد اما خانمها دقیقا پس از رابطه جنسی احساس نیاز بیشتری پیدا میکنند البته موارد استثنا نیز وجود دارد از این جهت مردانی که وابستگی کامل به طرف مقابلشان دارند ( مردان متاهل ) نسبت به همسر خود به علت وابستگی کامل چنین حالتی کمتر دست خواهد داد اما در مردان مجرد که صرفا وابستگی احساسی وجود دارد پس از رابطه جنسی از وابستگی احساسی آنها کم شده و این وابستگی تبدیل به وابستگی جنسی می شود یعنی از آن زمان به بعد رابطه آنها بر پایه انجام رابطه جنسی ادامه دارد و این آن چیزیست که خانمها تمایل ندارند .
تقریبا در بیش از 80 درصد از مقالات این سایت صراحتا درج شده که سعی کنید رابطه جنسی را پیش از ازدواج تجربه نکنید چرا که باعث از هم پاشیدن رابطه می شود همچنین به زوجهای جوانی که در دوران عقد طی می کنند توصیه می شود رابطه جنسی کامل را تجربه نککنند و تنها به معاشقه اکتفا کنند .
مسئله مهم تر اینکه به خانمها توصیه می شود اگر فردی که در زندگیشان هست را دوست دارند سعی در برطرف کردن عطش جنسی آن نداشته باشند چرا که اگر مردان پیش از ازدواج عطش جنسیشان برطرف شود تا حدود زیادی از ازدواج منصرف می شوند این در وجود هر مردی قرار داده شده و امریست غیر ارادی و خیلی از مردان از آن بی اطلاع هستند .
مقاله از علی سلطانی مجد
10خصوصیت زوجهای خوشبخت
عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.
1. حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید "دوستت دارم." مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد.
2. موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید.
3. تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد. با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه دوست پسر یا دوست دخترتان بود رفتار کنید. یادتان باشد که همیشه باید عاشق و معشوق باقی بمانید. پس وقتی برای شام بیرون می روید، درب را برای خانمتان باز کنید، صندلی را برای وی بیرون بکشید، و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید.
4. مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید. می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند. می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خمیردندانتان را جدا کنید. آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟ توجه نکنید، یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید، و همیشه به خاطر داشته باشید که در قبال این گذشت شما، همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد.
5. به جنبه مثبت قضیه فکر کنید. به جای اینکه در مورد راه هایی که همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما می شود فکر کنید، در مورد همه چیزهای مثبتی درمورد او فکر کنید که همیشه نظرتان را جلب می کرده است.
6. وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید. وقتی هر دوی شما عصبانی هستید، اصلاً با هم صحبت نکنید. چند دقیقه صبر کنید، بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.
7. هیچوقت از اسرار و ضعف های همسرتان برعلیه او استفاده نکنید. آنچه که به نظر غیر مهم، جزئی، و پیش پا افتاده می آید ممکن است در نظر همسرتان بسیار جدی و پراهمیت باشد. باید تشخیص دهید که چه چیز برای همسرتان مهم است و به هیچ عنوان درمورد آن با دوستانتان، مادرتان، خانواده همسرتان و یا هیچ کس دیگر صحبت نکنید. همچنین سعی نکنید موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشید. یک رابطه عاشقانه رابطه ای است که طرفین بتوانند به همدیگر اعتماد کنند و رازهای درونیشان را برای هم مطرح کنند.
8. اول به همسرتان فکر کنید. اگر هر دوی شما اینکار را انجام دهید، مطمئن باشید رابطه ای بسیار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود. تا می توانید در جواب درخواست های همسرتان پاسخ مثبت بدهید و تلاش کنید که زندگی را برای او راحت تر کنید و مطئن باشید او نیز همین کار را برای شما خواهد کرد.
9. به همسرتان احترام بگذارید. به هیچ عنوان درمورد همسرتان پیش کسی بدگویی نکنید. وقتی درمورد او صحبت می کنید، بگذارید عشق و احترام شما برای همه آشکار شود.
10. هر روز زمانی را به باهم بودن اختصاص دهید. ببینید چه کاری برای هر دو شما بهتر است....با هم غذا بخورید، آخر شب وقتی کنار هم روی تخت دراز کشیده اید فیلم تماشا کنید، با هم برای قدم زدن بیرون بروید و کارهایی از این قبیل. حتی می توانید کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنید. اگر یکی از شما در مسافرت به سر می برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنید و صدایش را بشنوید. فقط مهم این است که زمانی را کنار هم بگذرانید.
یادتان باشد...هرچه بیشتر برای رابطه تان وقت بگذارید، بیشتر عایدتان می شود. بگذارید عشق و عاشقی بخشی از زندگی روزانه شما را از آن خود کند.
به این معنی که در این نوع از رابطه جنسی عمل دخول به هیچ وجه انجام نمی گیرد قابل توجه آقاین ایرانی که تا اسم سکس میاد فقط یاد تنا یک نقطه حساس همسرشون یا نامزدشون و یا دوست دخترشون می افتند زنها موجوداتی عجیب و با ظرافت بالایی هستند خداوند جنس زن را به گونه ای آفرید که می توان زن را مظهر لطافت و زیبایی به شمار آورد بدون شک هیچ زن و مردی را سراغ ندارم که با دیدن یک دختر زیبا یا یک خانم زیبا برنگشته باشد و او را حداقل دوبار نگاه کند البته این امر کاملا طبیعی به شمار می رود اعصاب حسی زنان در تمامی نقاط آنها قوی می باشند و حس لامسه آنها در حدود 20 تا 25 درصد قوی تر از جنس مخالف هم سن خودشون می باشد یک شوهر باید از این حس استفاده بهینه بکند یعنی تا جایی که امکان دارد همسر خود را نوازش کند نقاطی که زنان از نوازش کردن آنها لذت می برند و تا حدودی تحریک می شوند به ترتیب عبارتند از: لیسیدن و مکیدن اندامها:
بازی کردن با موهای زنان ، نوازش شقیقه ها ، نوازش پستانها ، نوازش ران پا ، نوازش کمر البته نوازش کردن هر جا اصول خاص خود را دارد بعنوان مثال برای نوازش کردن پاها بهتر است آروم ناخنهای انگشتان خود را به پاها مالش دهید یادتان باشد اگر می خواهید همسر خود را واقعا تحریک کنید و لذت زیادی را شامل حال همسر و خود کنید هرگز دست یا انگشتان خود را با واژن زن در تماس قرار ندهید تا حد زیادی به آن ناحیه نزدیک شوید و به آرامی اطراف آنرا لمس و نوازش کنید در این صورت از سوی غدد هیپوتالاموس فعال می شوند و توسط دستور مغز در صد زیادی از خون در آن قسمت مورد نوازش جمع می شود و همسر شما کم کم لذت را حس می کند و تحریک می شود سپس ابتدا با انگشتان خود و سپس با دست خود واژن زن را نوازش کنید به آرامی و با متانت بعد از لحظاتی به کار خود سرعت ببخشید و کمی هم فشار بیاورید بوسیدن از جمله کارهای مفید در سکس به صورت سافت می باشد گردن زنان یکی از حساس ترین نقطه ای میباشد که با بوسه و لیسیدن یا مکیدن به شدت تحریک می شود و لذت زیادی دارد همینطور اینکار باعث بوجود آمدن بار عاطفی زیادی در همسر شما می شود بعد از گردن لاله های گوش نیز حس مشاهبهی دراد اما یادتان باشد هرگز دندانهای شما با لاله گوش در تماس قرار نگیرد لب لذت زیادی دارد البته انواع مختلفی هم دارد لب دادن با لب گرفتن تفاوت دارد لیسیدن انگشتان پا و اطراف آن لذت فوق العاده دارد حتما امتحان کنید و اگر تا به حال این کار را برای همسر خود انجتم نداده اید بهترین روش برای غافلگیر کردن آن می باشد برای نوازش کردن کمر همسر خود از پشت ناخنها و به آرامی هر چه تمام تر کار را ادامه دهید همسر خود را نگاه کنید به آرامی در گوش او واژ ه هایی همچون دوست داشتن عشق و ... را بکار ببرید
یکی از کارهایی یک مرد حتما باید انجام دهد لیسیدن اندامهای همسر خود می باشد البته همیشه متذکر شدم قبل از هر نوع رابطه جنسی رفتن به حمام و پاک نگه داشتن سایر قسمتهای بدن ضرورت دارد شما مطمئن باشید لیسیدن هر نقطه ای از بدن همسرتان به او لذت می دهد از انگشتان پا گرفته تا گردن به آرامی و با متانت متاسفم که نمی توانم بعضی مسائل را باز بیان کنم در هر صورت من فکر می کنم اکثر زنان سکس سافت را بیشتر از هارد ترجیح می دهند چرا که در این صورت به اندامهای بدن زن آسیبی نمی رسد و 100 درصد بار عاطفی بسیار بسیار زیادی هم برای مرد و هم برای زن دارد کلا زنان موجوداتی درونگرا می باشند خیلی سخت می توان تمایلات جنسی آنهارا شناسسایی کرد و بالعکس مردان که البته این طبیعی میباشد و خداوند یکی از غریزه های بارز در مردان و کلا جنس نر را غریزه جنسی قرار داده البته رابطه سافت برای مردان متفاوت می باشد و کارهایی که زنان باید انجام دهند را نباید فراموش کرد سکس یک رابطه دوطرفه می باشد چرا که رابطه جنسی در زندگی زناشویی برگرفته از عشق می باشد تحریک پذیری آقایان در حدود 30 درصد بیش از زنان می باشد در کل مردان زود تحریک می شوند و زود هم سرد می شوند این یک مطلب بسیار بسیار مهم می باشد بعضی از مردان حتی با دیدن کوچکترین برجستگی همسرشان تحریک می شوند اما تحریک پذیری مردان از نظر صوتی وصدا کمتر از زنان می باشد به این معنی که زنان حتی با شندیدن صدای همسرشان با Ranj و ولوم خاصی تحریک می شوند یعنی فرکانس خاصی از صدای آشنای شوهر باعث تحریک اندامهای جنسی می شود پس زنان را به آرامی صدا کنید اما صوت در مردان باعث تحریک زود رس می شود یعنی تنها برای چند لحظه کوتاه .
ارضاء شدن در مردان بسیار متفاوت است یعنی زمان خاصی ندارد یک مرد شاید در کمتر از 5 دقیقه ارضاء می شود و مرد دیگر هم بیش از یک ساعت باید رابطه هارد داشته باشد تا ارضاء شود سافت سکس در مورد آقایان محدود می باشد چرا که اعصاب تحریک پذیر در مردان تنها در چند نقطه از بدن آنها قوی می باشد این نقاط عبارتند از:
گردن : بوسیدن گردن لیسیدن و مکیدن گردن توسط زن بسیار آرامش بخش می باشد
لب: کلا بوسیدن بار عاطفی زیادی دارد و یکی از نمادهای دوست داشتن حتی درآیین بودا بوسیدن بوده است لب گرفتن نیز انواع مختلف دارد که در جای خود قابل بحث می باشد اما مردان بیش از زنان از لب گرفتن و لب دادن لذت می برند
نوازش سینه های مرد: البته این کار لذتی دو طرفه دارد بازی کردن با موهای سینه مرد را زنان زیادی دوست دارند این میل دو طرفه است و مردان نیز لذت می برند
نوازش کردن اطراف آلت مردانگی: به آرامی نوازش کنید
سرانجام نوازش آلت مردانگی: برخی از زنان و دختران حتی بارها از من سئوال کرده اند که آلت مردان را چگونه باید نوازش کرد و یا چگوه باید آلت مردانگی را لیسید یا مکید باید عرض کنم آلت مردان بر عکس زنان از پیچیدگی خاصی برخور دار نیست لمس کلیه قسمتهای آلت اذت بخش می باشد اما جریان خود در قسمت بالایی بیش از سایر قسمتها میباشد برای نوازش کردن آلت باید به آرامی این کار را انجام داد چراکه لایه پوستی آلت به علت خاصیت ارتجاعیی آن بسیار نازک و آسیب پذیر می باشد پیشنهاد من چرب کردن آلت با کرم یا ژلهای مخصوص می باشد در مورد لیسیدن و مکیدن این موضوع از حیطه بحث سافت سکس خارج است و مربوط به اورال سکس است...
خانم ها چه می خواهند.... وقتی صحبت از مسئله پیچیده رابطه جنسی به میان می آید، اگر بخواهیم به این بپردازیم که خانم ها چه می خواهند یا آقایان چه می خواهند کار سختی است چون با اینکار یک مسئله بسیار شخصی و خصوصی را به شدت ساده خواهیم کرد.
کاملاً مشخص است که روابط و تجربیات جنسی انواع و اقسام مختلف دارند که افراد می توانند در آنها سهیم بوده و لذت ببرند.
اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم، آنچه خانم ها و آقایان هرکدام از رابطه جنسی انتظار دارند را باید بر مبنای فردی بررسی کرد. درنتیجه، آنچه که فرد در ارتباط با رابطه جنسی، کمبود آن را در روابط خود حس می کند یا عمیقاً در آرزوی آن است، دقیقاً همان چیزی است که او در آن زمان در زندگی خود نیاز دارد. برای مثال، خیلی خانم ها از محبت زیاد لذت می برند اما رابطه جنسی داغ و قوی فیزیکی نمی خواهند. خیلی دیگر از خانم ها از رابطه جنسی های فیزیکی و شدید لذت می برند اما برای حفظ تعادل دوست دارند با ابراز محبت و ناز و نوازش هم همراه باشد.
حالا اگر به کل مردم نگاه کنیم و اکثریت عموم را در نظر بگیریم، می توانیم نتیجه گیری هایی ارائه کنیم.
در طول این سالها اکثریت خانم هایی که به من مراجعه می کنند دنبال صمیمیت بیشتری در روابط خود بوده اند. خانم ها دوست دارند با طرف مقابلشان ارتباط قوی برقرار کرده و به هم عشق بورزند. اکثراً دوست دارند مردشان به آنها بگوید که چرا دوستشان دارد و چه چیز آنها خاص و منحصر بفرد است. معمولاً می گویند دوست دارند که مردشان بیشتر بغلشان کند، ببوسدشان، ناز و نوازششان کند و با آنها بیشتر حرف بزند. اگر قرار است رابطه جنسی بیشتری داشته باشند، دوست دارند که این رابطه جنسی شدیداً احساسی و عاشقانه باشد. می خواهند این صمیمیت هم در اتاق خواب و هم خارج از آن جریان داشته باشد.
همچنین خانم ها نیاز دارند که باهوش و توانا تلقی شوند و برای همه خصوصیات و ویژگی های خاصشان از آنها تعریف و تمجید شود. خانم ها به طور متوسط نیازمند بغل کردن های بیشتر، محبت بیشتر و صمیمیت بیشتر هستند. دوست دارند مردشان همیشه از زیباییشان تعریف کند و آنها را مطمئن کند که از رابطه با او لذت می برند.
اغلب مردها می توانند زمان زیادی را بدون صمیمیت بگذرانند و به همین دلیل فکر می کنند که خانم ها هم همین توانایی را دارند. متاسفانه، تعداد خیلی کمی از آقایون هستند که می دانند باید هر از گاهی خانمشان را با هدایای غافل گیر کننده یا تعریف و تمجید خوشحال کنند. اما اکثر خانم ها چیزی بیشتر از صمیمت گاه و بیگاه نیاز دارند. آنها برای اینکه همیشه خوشحال و راضی باشند، به صمیمیت روزانه نیاز دارند.
بعد از اینکه دو نفر با هم ازدواج می کنند، خیلی از آقایون تلاش می کنند نشان دهند که آن اندازه ای که تصور می کنند برای عشق کافی است. خیلی وقت ها نتیجه گیری هایشان را برحسب نیازهای خودشان بنا می کنند.
این آن گل یا شکلات یا هدیه نیست که خانم ها واقعاً می خواهند، آنچه آنها واقعاً می خواهند اعمالی است که نشان دهد همسرشان آنها را دوست دارد و آنقدر برایشان مهم هستند که بخواهند برای خوشحال کردنشان انرژی صرف کنند.
خانم ها همیشه انتظار ابراز محبت های بیشتر و مداوم تری دارند. آنها می خواهند مداوم بدانند که طرفشان به آنها بی تفاوت نیست.
بسیاری از ازدواج ها به این دلیل برهم می خورد که مردها نیازهای خانمشان را واقعاً جدی تلقی نمی کنند.
بسیاری از خانم های متاهلی که خارج از ازدواجشان با مردان دیگر ارتباط دارند می گویند که عاشق مردهایی می شوند که به آنها ابراز محبت می کنند، بیشتر به حرفهایشان گوش می کنند و بیشتر با آنها حرف می زنند. احساس احترام، محبت و عشقی که در ازدواجشان نداشتند را با آنها تجربه می کنند.
خانم هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند و به برابری زن و مرد معتقدند به هیچ وجه دوست ندارند که فقط به عنوان یک ابزار جنسی به آنها نگاه شود. دوست دارند بیشتر از آن به نظر برسند و از مردهایی که به آنها فقط برای گذران وقت و رابطه جنسی نگاه می کنند متنفر هستند. خیلی خانم ها از اینکه می بینند چطور بسیاری از آقایون می توانند بدون عشق رابطه جنسی داشته باشند در عجبند.
اکثر خانم ها اگر رابطه جنسیشان فقط جنبه فیزیکی و جسمی داشته باشد به هیچ عنوان از آن رابطه جنسی ارضاء نمی شوند. بااینکه ممکن است به ارگاسم هم برسند اما اکثراً از چنین روابط جنسی خیلی زود خسته می شوند. حتماً باید آن حس عشق و صمیمیت را با همسرشان حس کنند. اما متاسفانه اکثر آقایون یا این مسئله را نمی دانند یا اگر هم که می دانند آنرا جدی تلقی نمی کنند.
برای خیلی از خانم ها بااینکه ممکن است از ارگاسم و رابطه جنسی فیزیکی لذت ببرند اما رابطه جنسی بیشتر وسیله ای برای ایجاد عشق و ابراز محبت و صمیمیت در رابطه است. هرچقدر مردها بیشتر این مسئله را فهمیده و به آن احترام بگذارند، رابطه بسیار بهتری می توانند با خانم ها داشته باشند.
خوشبختانه در دنیای امروز، تعداد زیادی از خانم ها آزادانه برای رابطه پیش قدم می شوند و به خودشان اجازه می دهند که از رابطه جنسی برای لذت و صمیمیت استفاده کنند. این روزها خانم ها خواسته های خود را راحت به زبان می آورند. رابطه های موفق معمولاً از یک مردی تشکیل می شود که به این برابری زن و مرد احترام می گذارد.
پرسید بخاطر کی زنده هستی؟
با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم
داد بزنم : به خاطر تو
بهش گفتم: بخاطر هیچ کس
پرسید: پس به خاطر چی زنده هستی؟
با اینکه دلم فریاد می زد به خاطر تو
با یک بغض غمگین
گفتم : به خاطر هیچ چیز
ازش پرسیدم: تو به خاطر کی زنده هستی؟
در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود
گفت: بخاطر کسی که به خاطره هیچ زنده است
روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟
پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!! پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!! پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی چون صدای تو گیراست چون جذاب و دوست داشتنی هستی چون باملاحظه و بافکر هستی چون به من توجه و محبت می کنی تو را به خاطر لبخندت دوست دارم به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت نامه بدین شرح بود : عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دارد؟ نه
و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم
و... خداوند عشق را آفرید. رودها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می کنند کوه ها با قله ها و دریا ها با موج ها زندگی پیدا می کنند و انسانها همه انسانها با عشق فقط با عشق پس بار خدایا بر من رحم کن بر من که ناتوانم رحم کن باشد که خانه ای نداشته باشم باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم اما نباشد هرگز نباشد که در قلبم عشقت نباشد، هرگز نباشد... دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟
بدهی ؟ چشمانش را نوازش میکرد که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید... چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه. (عاشقتم تا بینهایت) دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود.. آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم... ای کاش جمله زیبای دوستت دارم بی هیچ غرضی بر روی زبان ها جاری بود ای کاش از گفتن جمله دوستت دارم از ترس سوتفاهم ها و غلط اندیشی ها باز نمی ایستادیم ای کاش محبت بی هیچ چشمداشتی حتی چشم داشت محبت به او که دوستش می داریم هدیه می دادیم ای کاش جمله دوستت دارم را به هوس نمی آلودیم ای کاش............. دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داری؟گفت نوچ؟گفت اگه بمیرم برام گریه میکنی؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هیچی نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نیستی زیبا ترین هستی.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بمیری برات گریه نمیکنم چون من هم میمرم گفتم زندگی چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم کدامند؟؟ گفت : کودکی، پیری گفتم: پس جوانی چه شد؟؟ گفت : با عشق ساخت...... با بی وفایی سوخت..... با جدایی مرد آنجه را که دوست داری بدست آور وگرنه مجبور میشوی آنجه را که دوست نداری تحمل کنی . همیشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمی کند حتی اگر تو او را فراموش کرده باش نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بازیا از چشمت جاری میشن . خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... خسته شدم بس که تنها دویدم... اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس که تنها ایستادم باز هم با نام تو افسا نه اى گلریز شد باز هم در سینه ام عشق تو شور انگیز شد باز هم همراه بوى میخک و محبو به ها خاطراتم پر کشد با یاد تو در کوچه ها دیده ام مى بارد اما نم نم و بىحوصله باز قلب پنجره بر روىمن وا مى شود باز هم پروانه اى در باغ پیدا مى شود مىکنم بهر پیامى قاصدک را التماس باز هم در هر شفق دلتنگ و دلگیر مىشوم باز هم با یاد تو سر شار رویا مىشوم دلم برای کسی تنگ استکه طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد... دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند... دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد... دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد... دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد... دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد... دلم برای کسی تنگ است که چشمام چشمانش را می طلبد... دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تنش است... دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده ... دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده... دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است ... دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است... دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است... دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخم هایم است... دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرارم است... دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیم... دلم برای کسی تنگ است که قلب خیلی وقت انتظار داشتنش را می کشه... دلم برای کسی تنگ است که بهم نگه تا کی دوستیم... دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دلتنگی هایم است..


پسر گفت : نه ، نیستی.
دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من
پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم
دختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟
پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم.
دختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های الماس اشک
پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد و گفت :
تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از آن را
و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم

![]()

![]()

باز هم وقتى نگاهت گیرد از من فاصله

باز هم لاىکتابم مىنهم یک شاخه یاس


درد و دل هاي عاشقان()